درد دل کرم خاکی با خدا:

بی خیـــــــــــــــال دنیا دنیا مـــــــال توست

غم دنیا رو نخور دنیا که ارزش نداره

درد دل کرم خاکی با خدا:


 



 

خدایا توی این دنیای به این بزرگی و این همه موجود حالا چرا کرم؟

 

این همه موجود عجیب غریب، آخه چرا کرم؟

 


نمیشد منو زرافه یا الاغ خلق میکردی؟

 

خداییش این هم ایده بود که به سرت زد!!!

 


نه چشم داریم نه دهن داریم نه دماغ داریم فقط یه لوله درازیم.

 


صبحها که از خواب پامیشیم باید همینجور الکی تو خاکا لول بخوریییییم

 

تا شب مثل احمقها خسته بیفتیم بخوابیم.

 

خدایا ناشکری نمیکنم.

 

چون به قول دوستام که میگن برو خدارو شکر کن بازکرم خاکی شدی،

 


ولی به قول آدما آدم باید یه نگاهی هم به بالا داشته باشه دیگه!

 


حالا نمیگم دوست داشتم آدم بودم ولی مار که میتونستم باشم.

 


خودم که چشم ندارم خودمو ببینم

 

ولی بچه ها میگن استعداد پرورش اندام دارم

 

اگه از مکمل استفاده کنم بعد شیش ماه مار میشم

 

ولی من دوست دارم مار واقعی باشم…

 


هیییی چی بگم که هرچی بگم کم گفتم،

 


دیروز یه سری زدم به بیرون خاک دیدم

 

یه مگسه دست دوست دخترشو گرفته بود و بهش میگفت

 

فردا ببرمت یه جایی که جیگرت حال بیاد،

 


آقا ما یادمون افتاد که تک جنسی هستیم

 

همچی سوختیم که نگو

 

آهان چی بگم خدا،

 

به شتره گفتن گردنت کجه گفت کجام راسته؟

 


راستی خدا من به شترم راضیم ها

 

 




نظرات شما عزیزان:

کلبــــه تنهـــــایی!!!
ساعت11:56---20 خرداد 1391

همیشه و همیشه



در انتظار نیامدنت سکوت می کنم و از تو ...!!!؟؟؟



می آیی؟؟؟



نمی دانم!!!



اما خوب می دانم که نمی آیی و این قصه را به هیچکس نمی گویم حتی به تو!



امروز چقدر انتظار نیامدنت را کشیده ام باور کن!!!



شاید باور نکنی در ازدحام این همه آدم سخن گفتن را نیز فراموش کرده ام...


نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





+ نوشته شده در شنبه 20 خرداد 1391برچسب:, ساعت 10:21 توسط زهره |